وفات حضرت خدیجه (س)
به خدا بعد عروج تو پرم مى سوزدمادر من،تو نباشى، جگرم مى سوزد
امنیت داشتن ما همه از یمن تو بودخانه با رفتن تو در نظرم می سوزد
چه کنم با غم فقدان تو که می دانمبی تو قلب من و قلب پدرم
یادبود فتح خرمشهر...
نشسته ام بنویسم برای خرمشهرکه صرف شد همه عمرم بپای خرمشهر
برادرم نه، ز دستم برادران رفتندو هیچ گه نَسرودم، رَثای خرمشهر
اگر چه مرثیه ها،ماجرای ما داردولی نگفته ام از کربلای خرمشهر
شب جمعه، شب زیارتی امام حسین ع
(ان شاءالله ذاکرین بزرگوار حق شعر ادا شود)
هر نی فغانِ نایِ تو را در می آوردآوایِ ربنایِ تو را در می آورد
با اینکه زنده ای! چه حریصانه نیزه داردارد لباسهای تو را در می آ
مرثیه امام حسن عسکری(ع)
آقای سامرا چقدر ناتوان شدیخیلی شبیه مادر خود قدکمان شدیعمری اسیر طعنه و زخم زبان شدیتبعیدی مجاور یک پادگان شدیآه ای بهار زرد و خزانی تو میرویچون مادرت زمان جوانی تو میروی
دور ا
مرثیه حضرتسکینه(س)
راوی کرب و بلا دارد روایت می کنداز جدایی سر و تن ها حکایت می کند
شد سکینه معنی اش آرامش قلب حسینبشنو از دریا زمانی که شکایت می کند
چون روایت می کند از کربلا یک روضه اشتا همیشه مجلس